تبليغاتX
کافه سنتی دوستان

کافه سنتی دوستان

ادرس جدید وب

http://biain2dostan.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت   توسط کدخدا ابوالفضل  | 

سلام به همه دوستان عزیز

حالتون خوبه؟سلامتید؟خوبید؟خوشید؟به من چه

خوب اینبار نوبت منه که آپ کنم.چی؟نشناختید منو؟بابا منم مجید لشلی

اومدم واستون ماجرای امروزم رو بنویسمحالا حتما میگید چی شده؟خوب بخونید تا متوجه بشید

والا ماجرا از اونجایی آغاز شد که دیروز دوس دختر ما زنگ زد و گفت فردا پایه ای بریم بیرونمنم گفتم باید ببینم پادگانم یا نه؟((واسش کلاس گذاشتم))خلاصه ما رفتیم پادگان ومیخواستیم زنگ بزنیم تازه یادم افتاد کارت تلفن ندارمرفتیم از یکی از بچه ها یه کارت گرفتم دیدم زکی گول خوردم کارته اعتبار نداشتخلاصه یکی از بچه ها همون موقع اومد و با کارت اون تماس گرفتم و گفتم امروز میام خونهگفت ساعت چند؟گفتم ساعت ده و نیم و یازده.

قرار شد تا رسیدم خونه یه زنگ بهش بزنمخلاصه چی میخوای بگی؟مارو ساعت یازده و نیم تازه ولمون کردنحالا مشکل وسیله داشتیمخدا رو شکر اون روزهایی که منشی بودیم و مرخصی رفتن بچه ها دست من بود واسه یکیشون خیلی دوندگی کردم منو تا یک جایی رسوندآخر سر هم رید به ما گفت فقط به خاطر اون روز بود که دنبال مرخصیم دویدیو ساعت ۱۲:۱۵دقیقه رسیدم خونهدویدم تو اطاقم با پوتینام دیدم گوشی داره زنگ میزنه.خودش بودگفت بابا من ساعت ده و نیم تا حالا اینجا معطل تو وایسادممسخره کردی منو؟گفتم وایسا که اومدم و رفتم صورتم رو زدم و رفتم سر قرار

خلاصه یه ربع بعدش رسیدم حالا بیا و دنبالش بگرداون رفته بود اونور آب نشسته بود من اشتباهی این ور آب بودم کلی آدرس مادرس دادیم تا همدیگرو پیدا کردیم و همدیگرو دیدیمبهش گفتم من فعلا هیچی حالیم نیست باید برم دستشوییزده تو چشامآقا رفتیم دستشویی و اومدیم بیرون انگار دنیارو دادن بهم و تازه متولد شدم از ننم دیدم رفت یه گوشه رو چمنها نشست گفتم پاشو بریم یه جای دیگه.دیدم گفت ببین این دختررو تنهاستدیدم یه دختره اونورتر از ما نشسته. دختره خندید و سرش رو انداخت پایین.گفتم بیا بریم تا اینم یکی رو واسه خودش پیدا کنه

بلند شدیم که بریم دیدم داره با دختره بای بای میکنهگفتم خدایا شفاش بدهدختره هم دنبال ما راه افتاد اومددیدم نیلوفر سرش رو برگردوند و بهش خندید اون هم خندیدحالا نگو این دختر خالش بوده و به من نگفته بود دیوونهآقا اونم اومد و سلام و احوال پرسی کرد.گفتم خوب بیا بریم یه جا بتمرگیم اگه دلت میخواد.رفتیم نشستیم که نیلو گفت من گشنمه.گفتم والا منم تو پادگان چیزی نخوردم منم گشنمهبلند شو بریم ساندویچ بخریمگفت برو بریم عزیزم

۳تا مرد نشسته بودن اون طرفتر ما که مرده به من گفت از اونور نرو ببین دارن میان.گفتم کی داره میاد؟دیدم یا قمر بنی هاشمفروختنمونمامورا داشتن میومدنیه پلیس بود و دوتا سرباز

گفتم اوه اوه اوه چی بگیم حالا؟گفت نمیدونم؟منو میگید؟نه که ترسیده باشما یکم دلهره داشتممنو ترس؟یه چیزایی میگیدانیلوفر رو میگید کم مونده بود خودش رو خیس کنهدختر خالش که سکته کرد آمبولانس اومد بردشماموره  گفت پسر بیا اینجا مینمحالا طرف هم درجه دار بد دیگه فکر کردم تو پادگانم اومدم بگم چشم قربان و چون کلاه  رو سرم بود میخواستم بهش احترام بذارم به نیلوفر و دختر خالش هم گفت برید اونور.

ماموره پرسید اینا چه نسبتی باهات دارن؟منم پرو گفتم:هیچ نسبتی باهم نداریم

گفت تو همینجا وایسا و رفت پهلوی نیلوفر و بهش گفت کیت میشه؟گفت پسر خالمه

منو میگید خندم گرفته بود ولی به روم نیووردم.دیدم مرده گفت بیا اینجا ببینم این کیت میشه؟نیلوفر یه جوری بهم فهموند که بگم پسر خالشم.گفتم هیشکیبیچاره حسابی ترسیده بود((حالا نیس خودم نترسیده بودم))

ماموره گفت پس پسر خاله دختر خاله اید؟حالا معلوم میشه.جیباش رو بگردمن رو به سربازه کردم و گفتم بابا منم مثل خودت سربازمبگو کاریمون نداشته باشه.دیدم انگار دارم با گاو حرف میزنماصلا انگار نه انگارشروع کرد به گشتن  گفتم یا امام زمون اگه تو گوشی رو بگرده که هیچی میکشنمنه اینکه فکر کنید چیز بدی توش باشه هانه اونا بد میدوننآقا ما هم از شانس خوبمون اون یکی گوشیم یعنی W700دنبالم بودزود دست کردم تو جیبم و رم گوشی رو در آووردم و انداختم تو جیبم و گوشی رو بهش دادم.سربازه عوضی داشت از روی شلوار جیبم رو میگشت که رسید به مموری.گفت این چیه؟گفتم آدامسهتا روش رو اونور کرد منم خیلی سریع مموری رو از جیبم در آووردم و انداختم تو شرتمبعد گفت راه بیوفتید ببینممنم هنوز دوتا قدم برنداشته بودم مموری از شورتم افتاد بیرونگفتم ای بخشکی شانس۲۰ هزار تومن خریده بودم رمم روبا حقوق سربازیم خریده بودمراسته میکن نون سپاه خوردن نداره ها

آقا مارو بردن طرف ماشین و ماموره گفت حالا میبرمتون اداره مفاسد تا زنگ بزنم به ماماناتون و بیان.خاله ها چند وقته همدیگرو ندیدن دلشون واسه هم تنگ شدهگفتم جناب سروان حالا نمیشه این دفعه رو ببخشیدمون((حالا مردتیکه عوضی یه پلیس ریقو بیشتر نبوداکشکی بهش میگفتم جناب سروان.اون سربازه که بقلش بود درجش بیشتر بودآخه مدرکش فوق دیپلم بود و سرباز درجه دار))گفت حرف نزن ببینم.گفتم بابا من سربازمگفت سرباز کجایی؟گفتم تیپ یک ثارا...گفت به به به به حفاظت اونجا هم میگم تا پدرت رو در بیارنگفتم بیا دیدی چه گهی خوردم گفتم کجا خدمت میکنم؟بابا اصلا من سرباز نیستمبسیجی امتازه سربازه گیر داده بود سرباز فراری هستمآخه صورتم رو هم تیغ زده بودم در صورتیکه تیغ زدن تو سپاه جرم محصوب میشه

بعد به نیلوفر گفت چرا دروغ گفتی؟

نیلوفر:من؟من کی دروغ گفتم؟

ماموره:مگه نگفتی پسر خالمه؟

نیلوفر:نه من اینو گفتم((اون دختره که دنبالش بود رو میگفت))

ماموره:پس چرا تا بهت گفتم این پسره کیت میشه گفتی پسر خالمه؟مردتیکه سیرش شده بود

نیلوفر:خوب هول شدم

گفت بیاییید بریم ببینمیه دفعه دختر خاله نیلوفر زبونش باز شد و گفت:خوب چرا انقدر اذیت میکنید که این مسائل پیش بیاد

یهو ماموره اومد طرفش و گفت:خفه شو زر نزندختره پرو.ولتون کنن که هرکاری میخواید بکنید؟گفتم الآنه که بزنتشاگه میزد منکه نگاه میکردم فقط

بعد بهش گفت تو اصلا مامانت میدونه با اینا اومدی بیرون؟گفت نه نمیدونهگفت همین دیگه.بعد به نیلوفر گفت خونتون کجاست؟گفت شاهین شهرسربازه به دخترخاله نیلو گفت مگه تو نگفتی خونتون شاهین شهره؟ گفت نه بابا ما خونمون ملک شهرهسربازه گفت ما آخر نفهمیدیم خونه کدومتون شاهین شهره

بعد گفتم بابا جناب سروان خداوکیلی این دفعه رو گذشت کنیدنمیدونم چی شد دلش واسمون سوخت یا چیز دیگه ای بود به نیلو و دختر خالش گفت شماها برید

منم گفتم خوب به خیر گذشت خدایا شکرتدیدم گفت اینو بیاریدش تو ماشین تا ببریمش ادبش کنیمگفتم چی فکر میکردیم و چی شدگفتم جناب سروان حالا نمیشه کوتاه بیایید؟دیدم عوضی دست انداخت تو پیرهنم و یقم رو گرفت کشید و گفت بیا ببینمبه جون ابوالفضل همونجا بود که میخواستم لانچیکو رو در بیارم و بزنم لت و پارش کنمولی از شانس بدم لانچیکو رو یادم رفته بود بیارممنم تو مرامم نیست کسی رو دست خالی بزنم

آقا مارو انداختن بالای ماشین و راه افتاد.دیدم گفت خوب بذار بینم تصویری چی تو گوشیت داری؟

گفتم جناب سروان گوشی مال داداشمهیهو اون سربازه گفت خوب بعدا هم داداشت میاد جواب میده که اینا چیه توش.

منم تو دلم گفتم بدبختا الآن جفتتون ضایع میشیدخاک تو سرتون کنن مموری توش نیستآقا یه سرباز چلغوز هم بقل من بود سرش رو زود برد جلو ببینه چی توشه که اونم ببینهپیدا بود از اون ندید بدیدهای دهاتیه که تا حالا چیزی ندیدهفکر کرد ما کیلیپ مستهجن تو گوشیمون داریمنمیدونست ما رو مموریمون همش روضه هست ایوالفضل تو گوشی منو دیدی بهشون بگو چی تو گوشیمهیه آهنگ جدید بلوتوث کرده بودم ادای رفسنجانی رو در می آووردن آهنگ میای از این ورا گذری رو با صدای رفسنجانی

آقا پلیسه هرچی میرفت جلو میدید تو پوشه ها هیچی نیستگفت پس کجاست؟گفتم بابا مال داداشمه گوشی مال خودم که نیستداد به سرباز درجه داره گفت ببین کجاست کیلیپاش؟اونم گشت گفت مموری توش نیست کهگفت مموریش کو؟گفتم والا نمیدونم گوشی مال من نیستبعد سربازه از سوز ک.و.ن.ش گفت E E E E ببین چی انداخته بک گراند گوشیش((یه عکس از STACY KEIBLER یکی از کشتی کج گیر های زن آمریکایی بود))داد ماموره هم دید و گفت ببین چی انداخته رو گوشیشولی کفشون بریده بوداسربازه واسه اینکه بیشتر عکس رو ببینه هی الکی میرفت پوشه ها رو میگشت

گفت خوب کجا با هم آشنا شدید؟گفتم چی بگم که شاکی نشه؟گفتم تو اینترنتگفت اون دختره کی بود دنبالش؟فراری بود؟گفتم نمیدونم والا ندیده بودمش تا حالا((تنها جمله ای که راست گفتم همین بود))

ماموره به سربازه گفت بزن کنارگفت  این دفعه رو کاریت ندارم چونکه سربازی((تو دلم گفتم آره جون خودت بدبخت منکه میدونم ازم ترسیدی))گفت میری و پشت سرت رو هم نگاه نمیکنی.اگه یه بار دیگه تو این منطقه ببینمت با یه دختر بلایی به سرت میارم که...پریدم تو حرفش و گفتم هیچ گهی نمیتونی بخوریبعد گفتم این علامت مخصوص حاکم بزرگ مجید لشلیه احترام بگذاریدماموره گفت خفه شو گمشو پایینآقا موبایلمون رو داد و گفت برو ببینم

منم دویدم پایین و تا دیدم که رفت یه زنگ زدم به نیلوفرگفت کجایی تو؟گفتم بابا تا فهمید من کی هستم ترسید و ولم کردگفتم نیلو جون بدو برو همونجا که گرفتنمون و بگرد دنبال مموریمگفت باشه و گوشی رو قطع کردم.یه مقدار که راه رفتم گفتم بذار ببینم تو پاچه شلوارم نیست؟آخه شلوارم رو کوتاه کردم پاچه هاش رو گذاشته تو واسم((فابریکی کوتاه کرده))زدم بالا دیدم بــــــــــــــلــــــــــــــــــــــــــه تو پاچه شلوارمههمون موقع هم چلوندمش تو گوشیمزنگ زدم گفتم نمیخواد بگردی پیدا شدگفت خوب حالا کجا همدیگه رو ببینیم؟گفتم برو میدون انقلاب منم الآن میام اونجاآقا تاکسی سوار شدیم و رفتیم دوباره سر قرارچیکار کنیم ترک عادت مرضهدیدم نشسته توی یه بستنی فروشی نشستیم به خوردندختر خالش گفت در به در من دیدی چقدر فوش به من داد؟تو دلم گفتم حقت بود تا تو باشی بلبل زبونی نکنییه نیم ساعتی با هم بودیم و از هم جدا شدیم

 

واقعا که عجب مملکتی داریم مابعضیا میرن تو پارکها از این کارها میکنن

لب گرفتم وسط پارک

اونوقت میان گیر میدن به ما بیچاره هامنم این عکس رو تقدیم میکنم به مهم این مامورا

تقدیم به تمام مامورهای عزیز

انشاالله که روزی مملکتمون از این زالوها پاک بشه

خوب حالا نوبتی هم که باشه نوبت مصاحبه شهرزاده که ابوالفضل عزیز زحمتش رو کشیده

برترین مصاحبه از بین این ۴ مصاحبه کدام بوده ؟همگی رای بدید ...

                                                >مصاحبه مجید لشلی <

                                       >مصاحبه سیاوش (ریش سفید سایت)<

                                                  >مصاحبه معین مددی <

                                         >مصاحبه دخترابادانی (شهرزاد )<

سری قبل از بین مصاحبه": پگاه ملوسک "امیر ارین " فربد " و سارا خانم" ...

مصاحبه فربد بیشترین رای رو اورد و اول شد ...

حالا ببینیم این سری کی اول میشه . فقط یک رای میتونید بدین ..از بین این ۴ مصاحبه کدام مصاحبه برتر بوده ...بعد از اتمام مصاحبه ها واسه افراد برتر برنامه ویژه ای دارم !!

در سری سوم مصاحبه ها هم که بزودی انجام میشه ..وعده بتون میدم که خودم هم مصاحبه میکنم 6

 

 

مصاحبه با شهرزاد ابادانی  دختری خونگرم از جنوب کشور !! دختر دوست داشتنی وب ..

از لابه لای مصاحبه با شهرزاد .....

چند نفر يه فکر بد راجبه من مي کردن..فکر مي کردن حالا چون من با همایون شوخي ميکنم....دختر بدی هستم !!!

حرفهای سیاوش به مذاقه خیلی ها خوش نیومد ...بله چون حقیقت همیشه تلخه !!

خودم قبول داشتم که حق اصغر بود فعالترین عضو بشه. بچه ها يکم زيادي هواي منوداشتن!

همایون بهم اعتماد کردمن خيلي چيزا از بچه هاي ديگه هم مي دونم ولي به خودم اجازه نمي دم به بقيه بگم!!همه يه جورايي از همايون مي ترسن .ولی من نه !!!

این طرح شون زورکی نمیشه که!!! این قانون میشه مثل گرگي که لباسه بره پوشيده...

اولين بار خودم جریان سماء رو به معين گفتم !!!

هنوز عاشق نشدم دوست پسر و اين حرفا مسخره بازيه آدم بايد فکر آيندش باشه
 نه يه روز با اين دوست باشه يه روز با اون!!!

خيلي زشته کسي بياد بگه من خوشگلم من حتي اليزابت تيلور هم باشم نمي گم خوشگلم
 چون خودپرستيه

 

 

 

در حاشیه مصاحبه

abolfazlbatista:خوب شهرزاد  اماده اي؟ اول اب حلقتو قورت بده
6

zire_gel_bereh_harchi_pesar: بله. سخت نپرسيا68

abolfazlbatista: نه مگه امپوله که ميترسي71

zire_gel_bereh_harchi_pesar: 17

zire_gel_bereh_harchi_pesar: مي دونم ترفندت چيه
zire_gel_bereh_harchi_pesar: حرفاي خودتو بعدا" سانسور مي کني حرفاي منه بيچاره رو مي زاري
zire_gel_bereh_harchi_pesar: کور خوندي ابوال
14
zire_gel_bereh_harchi_pesar
: 45

abolfazlbatista: کدوم حرف75؟راسی باید به همایون بگم حتما اپ رو بخونه


zire_gel_bereh_harchi_pesar: بزار بره اون  با اون عينکش24

zire_gel_bereh_harchi_pesar: 4
abolfazlbatista: اينو ميزارم تو مصاحبهSobbing

zire_gel_bereh_harchi_pesar: naaaaaaaaa
abolfazlbatista: تو قسمت حاشيه
81

 =========================================================

خوب يه بيوگرافي مختصر


 به نام تنها پناه نیلوفرهای آشفته از مرداب سرنوشت..

اسم اينترنتيم شهرزاد ِمتولد 1368محل تولد آبادان.. ساکن آبادان يه خواهر دارم 12 سالشه با يه برادر 19 ساله


 خوب دليله خاصي داره که اسم اصلي تونو نگفتين تو نت (من ميدونم اسم اصلیتو)

 دليل خاص که نه اولا با اسم هيچکس وب نويسي مي کردم توي وبم داستان ميزاشتم فاطمه براي اولين بار بهم گفت شهرزاده قصه گو و اين اسم روم موند

شما دختر بزرگ خانواده اي درسته ...معمولا تو خونه ازت حساب ميبرن ؟
 نه حساب مي برن تو خونه ما معني نداره اينجا همه با هم دوستن

 شغل پدرتون ؟
 فکر نکني از اون پولدارا هستيما
 بابام پيمانکاره مادرم هم شاغله. خياطه لباساي عروس و مجلسي مي دوزه

(پولشم تو جيبه خودشه ديگه654 )خودت علاقه داري ؟

نه اصلا" علاقه ندارم

 از رشته و درس بگو

 رشته ي تجربي هستم. امسال کنکور رتبم خوب نشد مي خام واسه ساله آينده بخونم

درسخون هستي يا نه ؟؟ تو روز چند ساعت درس ميخوني ؟

 بستگي داره وقتي امتحان دارم زياد مي خونم. اما روزاي معمولي حداقل 7 ساعت واسه کنکور ..البته نه الان

 شهرزاد دوست داشتني وب.. نظرت چيه ؟همه ميگن!!خودت فکر ميکني چطور تونستي تو دلشون جا باز کني
بچه ها لطف دارن ولي آخه من کجا دوست داشتني هستم

 فکر کنم بخاطر اينه که همشون رو واقعا" دوست دارم...

 چرا اينقدر با همايون کلکل داري؟؟

 آخه اون يه حرف مي پرونه منم طاقت نميارم ساکت بشم جوابشو مي دم اونم باز جواب مي ده اين مي شه کلکل
خوب چرا شما فقط با هم کل دارين ؟
چون همه يه جورايي از همايون مي ترسن حتي يکي از بچه ها مي گفت زياد با همايون کل ننداز خطرناکه
 فربد گفته من میدونم
24

 ولي به نظر من همايون يه آدم با شخصيته

 چرا اون موضوعشو از اول نگفتي بم؟؟
 چون براش قسم خوردم که نگم
 اونم بهم اعتماد کردمن خيلي چيزا از بچه هاي ديگه هم مي دونم ولي به خودم اجازه نمي دم به بقيه بگم

 و تو واقعا نگفتي ولي فربد خبر داشت !!!
اون آخرش بود.. ديگه اصله کاري فهميده بود.. فربد بيچاره گيج شده بود
 و حس کردم فکر اشتباهي راجبه من مي کنه...یسری از بچه ها يه فکر بد راجبه من مي کردن..فکر مي کردن حالا چون من با هما شوخي مي کنم....بله
ولي من هما رو مثل بابام مي دونم بخدا... انقدر بي جنبه نيستم که دوبار باهاش چت کردم عاشقش بشم

 اينو ميدونستي.. همايون .اناهیتا رو 2 ماه  گذاشته بود سرکار..با موبايل يه نفرخودشو جا تو زده بود
 خدا خفش نکنه !!خيلي بيکاره
4



 وقتي وب من رو هک کرد تو با اون بودي!!! درسته؟؟

من غلط کنم توي اين کاراي پليد و شيطاني دس داشته باشم

 منظورم اينه که تو حمايتش کردي...مخصوصا تو دعوا


تو دعوا آره..چون ممد هوگن داش فوش مي داد
 همايون هم کاري نکرده بود که

 کاري نکرده بود!!!!!!هک کاره خوبيه ؟

واسه هک هم دليلي داشته..مطمئن باش 

چه دليلي مگه رئيس بلوگفابوده13

 قبول داري تو همين مصاحبه هم داري ازش حمايت ميکني ببين من با هر کي مصاحبه کردم..کارشو تایید نکرد ... 

 
حمايت نه
 ببين ابوالی اون خيلي دوستتون داره... گفت کار ناپسندي بود شايد جلوتون رو نکنه...ولي هميشه مي گفت من خيلي حواسم بهشون هست


 اخه به چه دليل حوامونو داره هک !!!

نه بابا  کي گفته؟همايون يکم هک بلده همه رو آسي کرده

تو هي حمايتش کن

 نه از لحاظ هک...من دستم بهش برسه کلشو مي کنم حمايت چيه 

چرا ميخوان.. زود شوهرت بدن ؟؟؟
شوخي مي کننآخه دلتون مياد من شوور کنم از وب برم؟
نکنيا
4
 نه
 افرين
64

 از بحثش ميايم بيرون...ولي بدون که تو خيلي طرفشي

خدايا شکرت!!! يه روز دليلشو بهت مي گم

 چرا اينقدر با پگاه رابطت صميمي بود و الان بعد از پگاه .با تينادرسته


من اصلا" از طريق وب پگاه اومدم وب شما. بله درسته
پگاه يه دختر نجيب و واقعا" مهربون بود و يه دوسته خوب بعد از رفتنش يه مدت نيومدم وب
يادتونه که ولي وقتي با تينا صميمي شدم تينا ازم خاست بازم مثل قبل بيام وب دوستان
 تينا هم اخلاقي شبيه پگاه داره مهربون...خوش برخود و صادق

 سارادلبر؟

 سارا هم جاي خواهر بزرگه منه...سارا خيلي فهميده هست...و يا رفيقه بامرام هر چي بگم کم گفتم

 اهله غيبت هستي ؟

بعضي وقتا يکم
يه نفر اسمشو نميارم ميگفت شهرزاد پشته همه حرف ميزنه

من حرف همه رو مي شنوم ولي هيچوقت جز خوبيه ديگران پيش بقيه نگفتم
 هر کس تا حالا شنيده که من بده يکي ديگه از بچه ها رو بگم بي رودرباستي بياد بگه
 سما مسالش فرق میکنه

يکمم در مورد اين موضوع صحبت کن حرف حق معين .و پرخاشگريهاي انان !!

 اولين بار خودم به معين گفت مگفتم معين نمي دونم يه جوريه رفتاره سما اونم قبول داشت حرفمو
 شب قبل از اين ماجراها من با سارا جرقه حرف زدم
 همه ي حرفايي که اونشب معين به ميثم زده بود رو من به سارا گفتم..گفتم اگر واقعا" فکر مي کني ميثم اين چيزا رو نمي دونه بهش بگو
 اونم گفت باشه معين خاسته بحث ادامه پيدا نکنه..ولي خداييش حق با معين بود
 نمي خاي بگي از معين حمايت مي کنم؟والا من مي گم فلاني خوبه مي گي داري طرفشو مي گيري

 نه ..ولي مطمئنم هر کي ديگه اين مشکلو داشت  تو اصلا خودتو دخالت نميدادي درسته !! مثلا امير ارين
66

 امير آرين يا هر کس ديگه  واسه من فرق نداره مي گم که.من شب قبلش به سارا همه چيزو گفته بودم

بگذريم. نظرت در مورد حرفا سياوش

 توي کامنتا گفتم که هر حرفي آقا سياوش بزنن حرف تمومه بچه هاي وبه

 نه به مذاقه خيلي ها هم خوش نيومد

بله... بايدم خوش نميومد... چون حقيقت هميشه تلخه

تو برترینهای سال تو فعالتر بودي يا اصغر ترقه.خدایی ؟؟؟


خدا وکيلي اصغر خيلي بهتر از منه.. من با پارتي بازي و رشوه اول شدم...فداي داداش اصغر مظلومم بشم
خوبه خودت اعتراف کردي
21

  قبول..داري...حقش ظايع شد...مثلا تو اومدي جا تينا نظر دادي و تينا تو کانديداش اسمني از اصغر نبرده


 آره...ولي خب قسمتش اين بود..ولی بخدا خود تينا گفته بود اول به خودت بعد به بقيه راي بده
 خوب بقيه يعني کيا
 يعني همه !!! نميشه خوب!! شايد اگه اصغرم ميرفت
 پيشه تينا...تينا همون رو به اون ميگفت
4

 نه داداش گل...تينا خودش اومد واسه من نظر گذاشت

 اصغروووووو 
2020فدات شم من که قبول دارم تو از من بهتري2


(بابا بیخیال  اصغر که عقل نداره خر رو با ميمون اشتباه ميگيره2424)

ابوال اينجور نگو
14داماده وبمون اصغره12دلت مياد اينجوربگي

ولی من خودمم به اصغر گفتم اين مقام  چيزي نيست که اصغر بخوای ناراحت بشی واسش

 ولي شهرزادکسي بود که تو دخترها بي حرف و حديثي اول شد با شايستگي در کل 2
 مقام از۵مقام ممکن مثل من
Bar

 ببين ابوالفضل...بچه ها يکم زيادي هواي منو داشتن
 بخدا خيليا از من بهتر تو وب هست من در مقابل بقيه هيچي نيستم
( اره مثلا حسن دو روز اومده بود نه داشت نه برداشت راي داد به تو
137821)
zire_gel_bereh_harchi_pesar:
2424حسن پسر مهربوني بودحيف زود رفت

ميدوني اصغر  تا اخرين لحظات اول بود ولي راي تينا و حسن کارو يکسره کرد
714

 قربونه دل شکستت بشم اصغر12

 اصغر خيلي گله باور کن
همون وقت که اون حرفا رو زد  گفت خيلي دوسش دارم..گوره بابايه مقام..ولي خوب منم بودم ميسوختم
65

اصغر مهربونه...خيلي خوشم مياد وقتي جوش مياره بابا اصغر باديگارد

 به نظرت ميتوني سال 86 هم مقام بياري ؟
فکر نکنم چون از همه مي خام به اصغر راي بدن حقه اونه نه من

( نوشدارو پس از مرگ سهراب404)
 


بي پرده و رک...دوس پسر داري ؟عاشق نشدي ؟


 نه ندارم ....تا معني عشق رو نفهمم عاشق نمي شم
 قبول داري همه دخترا اولش انکار ميکنن...ولي مرور زمان ثابت ميکنه عاشق شدن رو؟


 تو همين مايه ها .عاشقي .دوست زيد
 من نگفتم که هيچوقت عاشق نمي شم
 مي گم هنوز عاشق نشدم دوست پسر و اين حرفا مسخره بازيه آدم بايد فکر آيندش باشه
 نه يه روز با اين دوست باشه يه روز با اون
 بخدامن حتي بفهمم دوستام دوست پسر دارن کم کم بي خيالشون مي شم

يعني گناه ميدوني ؟


 ببين شايد با اين حرفم فکر کني تعصبي هستم ولي اينجور نيست
 من تو باشگاه صد بار با پسرا بحثم شده.تو سر و کله ي هم مي کوبيم

نمي گم که با پسر نبايد حرف زدمي گم در حدي که حرمت دو طرف نگه داشته بشه

به دوستي سالم اعتقاد داري ؟

 بعضيا پسرا خيلي بي ظرفيتن!!! دوستي با اونا اشتباهه

دخترا هم دست کمشون نيستن 30
 اما با پسراي با شخصيت مي شه دوستيه سالم داشت...منم الان با شما معين اصغر فربد و... دوستم

من جواب رو گرفتم .. خوشم اومد
41 دیدگاهت مثل خودمه 

چادري يا مانتو؟
 مانتو
نظرت در مورد طرح؟
مسخرس
چرا ؟
(نکنه شلوار ابچه حوضي ميپوشي
64النگوهم بش وصل ميکنی4)

خيلي وقتا با مقنعه مي رم بيرون ولي دلم نمي خاد يکي بياد  بهم ايراد بگيره توي خونه مي پوشم ولي بيرون اصلا"... نه ببين


 تا حالا گير دادن تو خیابون بت؟

 
 وقتي کسي به شما نگاه مي کنه اولين چيزي که معرف شخصيت شماست لباسه
خوب اگر بخان زورکي شخصيت سازي کنن واسه مردم به چه درد مي خوره.. مي شه مثل گرگي که لباسه بره پوشيده...پس همون بهتر با تيپ اصلي  خودش کسي رو ببينيم

 منم اعتقاد دارم ...مثل تو ....نبايد به کسي گير بدن .. بايد بزارن ملت ازاد باشن

ولي در کل ميدوني که خدا در کلام الا چي گفته....نبايد پوشش تو رو مرد نامحرم ببينه ..حتي يه تار مو

ما الان توي مملکتمون چيزي به نام رفراندوم نداريم
(رفراندوم چيه
917)
 مي گم که هر کس خودش بايد انتخاب کنه
 رفراندوم چيزيه که با مردم ما غريبه ...به قول دکتر شريعتي

در عجبم از مردمي که خود زير شلاق ظلم و ستم زندگي مي کنند
و بر حسيني مي گريند که آزادانه زيست
 اينجور نيست؟


بگذریم  ابادان رو دوست داري؟
خيلي وطنم آبادانه کلا خوزستان رو يا فقط ابادان همه ي ايران رو دوست دارماما آبادان يه چيزه ديگس
چرا اباداني ها خودشون تافته جدا بافته ميدونن از خوزستان !! خيلي هاشون اينطورن 

 نه شايدولي من اينجور نيستم
خوب اون متکبراشون اينجورن نه ما ما اهواز که ميايم انقد با بچه ها اهواز زود صميمي مي شيم که نگو


 اما از خرمشهريا زياد خوشمون نمياد

ميدوني سياوش خيلي تعصبيه به خوزستان
 آره.. فدات شم داداش سياوش کاش خوزستان 20 تا آدم اصيل مثل شما داشت

خشگلي يا نه ؟؟؟ از 100 نمره چه نمره اي ميدي به خودت
خب فکر کنم 10
شکسته نفسي ميکني دختر ابادان باشي و خشکل نباشي
78



خيلي زشته کسي بياد بگه من خوشگلم من حتي اليزابت تيلور هم باشم نمي گم خوشگلم
 چون خودپرستيه


 اهله فيلم هندي هم هستي؟
 نه بابا همش چاخانه
قبول داري همش لاف و خيالبافيه
 آره
جدا نيستي
13من الان تحت تاثير قرار گرفتمCryin
 به عمرم يه فيلم هندي رو قبول داشتم اونم شعله 

 اهله نمازي ؟


تا 14 سالگي نبودم...ولي الان مي خونم
 نماز ظهرم خيلي وقتا قضا مي شه اما صبح و مغرب نه

( ايول مثل مني
Upبا اين تفاوت من شب همه غذاهاشو ميخونمDrugيعني شب 17 رکعت ميخونم ميگم به ميمنت صبح و ظهر و عصر و شب و عشا وشامTazim)Bar44


 ده بيا بابا تو بايد سر حوض کوثر آب بدي دستمون ديگه24

 به نظرت خصوصیتت شبیه کدوم شخصیت کارتونیه ؟
حبه ی انگور - زبل خان - واتو واتو - مسافر کوچولو - علی کوچولو این مرد کوچک  - چوبین - مورچه خار - زیزی گولو آسی پاسی دراکوتا تا به تا - جودی آبوت - عمو جغد شاخ دار - 

جودي آبوت
 کدوم همون لنگ درزاه؟

 نه بابااون که که همون قيمش بود من دختره هستم همون که يخ حوض مي شکست مس مي سابيد
4
 ها یادوم اومد 40
 
نظرت راجع به شهرام جزایری؟



 يک کلمه خيلي مرده

(يه چيز بگم  بابا بزرگ همايون کله پزي داشت قديما  اين ميرفت پيشش غذا ميخورد
24)

 نوري زاده چي؟ اون نمي رفته پيشش؟ يا پرويز قاضي سعيد
 نه اون کلاس بالا بود
7662


 شهرزاد وقتي مياد وب تموم نوشته ها ميخونه ؟؟؟ اپ رو  ؟
 حوصله داشته باشه آره ..اما اگر حوصله نداشته باشم ديس مي شم  يه وقت ديگه ميام مي خونم

 پس خيلي وقتا نميخوني درسته چون من ديدم مياي نظر ميدي.. فقط احوالپرسيه

 بخدا مي خونم مخصوصا" اگر آپ خودت باشه77
اخه کسي از اپاي من نميگذره10
 فقط مي خندم خيلي قشنگ مي نويسي4استعدادت توي خندوندن عاليه

( اره پيشنهاد نويسندگي داده بودن قبلا قبول نکردوم
30 حقوقش کم بود2946)

 بعد مي گن آبادانيا لافن

(4444)

در يه کلام مختصر قبلش اينو بگم

 تو از معدود اباداني ها هستي که نديدم لاف يا فيس بياي
 

zire_gel_bereh_harchi_pesar:
9

ايران: همه ي هستي
مادر:عشق
روز قيامت:خدا رحممون کنه
 نقاشي:آرامش
سياست:خوبه
 دريا:عظمت
معين مددي:خيلي صبوره
سياوش":  آقاست....خيلي با فهمه
اصغر ترقه:هيجان
 فربد:مودب
 مجيد لشلي:وووووي مجيد که نهايت خندس..پسره خوبيه

 رضا اباداني .صادره شاهين شر:باوقار

همايوووووون !!!:مرموزه
 امير ارين:عاشق
 ممد هوگن: باحال
 علي دل شکسته:مهربون
مرحوم حسن عزرائيل:حرف گوش کن
امير رضا: فاسددختر کش

داش عباس : مرد کار

تینا:زندگيم عشقم
 سارادلبر:خانوم...باوقار
انشرلي (اينم داره خدا بيامرز ميشه
4نیستش اخه ):فداش بشم گله آنشرلي

خانمي:خانومي هم خيلي متينه
 باران:اواز بارون مياد؟

پگاه ملوسک:  ناناس

اذين:من ياد همسترش مي اوفتم دختره خوبيه 

شقایق : ژیگول نانازی

بهار : دختر ماهیه
کدخدا:بامزه ترين عضو وب
 خودمم ميدونستم
4
 اين بار لاف زدم که بهت ثابت بشه آبادانيم71

حرف پايانيت ؟؟

به حق ساقی ِ کوثر وجودت بی بلا باشد
سر و دستت علی گیرد نگه دارت خدا باشد

با همه تلخي و شيريني خود مي گذرد
عشق ها ميميرند
رنگها رنگ دگر ميگيرند
و فقط خاطره هاست
كه چه تلخ و شيرين دست نخورده به جاي مي مانند


 دستت طلا عالي بود///براتون ارزوی موفقیت میکنیم

خدانگهدارتون

========================================

 
سوالات معین


1. الگوت تو خانواده کیه ؟ مادرم
2.
به نظرت چه کسی باعث شده که تو اینقدر مهربون و نجیب باشی (الان نیای بگی به من گفتی نا نجیب)
فدات شم خوبی از خودتونه بخدا.....آخه من کجا مهربونم؟
3. انتخاب کن...باید یکی رو انتخاب کنی...
با شخصیت ترین کاربر وب : تینا
محبوب ترین کاربر : ابوالی
دوست داشتنی ترین :معین
مهربون و خوض اخلاق ترین :فربد
فهمیده و دانا ترین :آقا سیاوش
شلوغ ترین و فعال ترین کاربر :ووووووووووی اصغرو
شوخ ترین کاربر :مجید لشلشی

4. نظرت در مورد اینکه میخوان شوورت بدن چیه
دیوار کوتاه تر از من نجستن
5. چرا تو محبوب ترین دختر وبی ؟ البته خودم دلیلش رو میدونم..ولی نظرت چیه ؟
فکر کنم دوستان زیادی لطف دارن که می گن محبوبم
6.
نظرت در مورد پگاه چیه الان جاش خیلی خالیه ... نه ؟
پگاه....خیلی صبوره...
7. اگه قرار بشه از نت واسه همیشه بری تو بجه های وبلاگ کی از خاطرت هیچوقت فراموش نمیشه ؟
همتون مخصوصا" تینا و سارا و پگاه
8. بهترین دوستت کیه ؟ تو دنیای واقعی....چرا اون بهترین دوستته؟
سیما آخه خیلی مهربون و نجیبه
9. دوست داری عروسی کدوم از بچه ها رو ببینی ؟ (الان میگه عروسی خودم)
معین
10. به نظرم تو دنیای نت دوست خوب و واقعی کم پیدایه...نظرت چیه ؟ آره درسته....اما من دوستای خیلی خوبی دارم
11. چرا دختر آبادانی شدی
آخه محل تولدمه
12.چرا نفت آبادان پگاه رو برد (شانسی بردینا)
حق بچه های صنعت بود گلم
 
داش عباس


1 بهترین روز و بد ترین روز زندگیت چه روزی بوده؟
-بهترین روز تولد خواهرم بدترین روز عاشورای سال 83
2 بهترین تجربه ای که کسب کردی تو زندگیت؟
به همه اعتماد نکنم
3
ویژگی مهمی که دوست داری همسر ایندت داشته باشه؟
صداقت داشته باشه
4 نظرت در مورد ابجی سارا ؟ از وقتی همدیگه رو دیدید فکر کنم علاقتون نسبت به هم کمتر شده من اینجور فکر میکنم اگه درسته علتش؟ بستنی هم برات خرید اجی یا نه؟
یه خانومه به تمام معنا...دوست داشتنم نصبت به سارا بیشتر شده اما به دلایلی که واسه خودش توضیح دادم مجبور شدیم رابطمون رو کمتر کنیم و گرنه علاقم 100 برابر شد از وقتی دیدمش
آره بستنی هم برام خرید... چوب بستنی رو گذاشتم توی دفتر خاطراتم....
5 بهترین دوست به نظرت چه دوستی؟
کسی که دست تو رو بگیره و قلبت رو لمس کنه در واقع بتونه درکت کنه
6 به غیر از درس خوندن کار دیگه ای هم میکنی؟
چون مادرم شاغله خیلی وقتا غذا پختن و نظافت خونه به عهده ی منه...ولی وقتی امتحان دارم فقط درس
7 چه راهی برای بهتر شدن وبلاگ دوستان سراغ داری؟ اگر این سوال رو یه هفته پیش می پرسیدین جوابم چیزه دیگه بود اما الان می گم وب دوستان همینجوریش حرف نداره
8
چجوری با نت اشنا شدی چند وقته؟ راضی هستی یا ناراحت از این که تو نت هستی؟ تا کی میخوای بمونی؟ اگه ازدواج کردی و همسرت اجازه نداد چی بازم میای؟
توی آموزشگاه کار کردن با اینترنت رو یاد گرفتم ولی بابام قبلش گفته بود اینترنت چی هست
اینکه تا کی بمونم رو نمی دونم والا
من هیچوقت رفتاری نمی کنم که کسی برگرده بهم بگه این کارو بکن این کارو نکن....اما اگر احساس کنم اون خوشش نمیاد از اینترنت استفاده کنم قبل از اینکه حرفی بزنه می زارمش کنار
آقا سیاوش




1.از چه رنگی خوشت ميآد .دليل خاصی داره يا همين جوری؟ .
رنگ مشکی رو خیلی دوست دارم
چون از بچگی نقاشی رو بصورت سیاه قلم کار می کردم
و بیشتر کارم با مداد زغال و مدادای مشکی بود
واسه همین مشکی رو دوست دارم
2-بدترین بدبختی از نظر تو چیه؟ بدترین بدختی اینه که آدم کاری کنه که در مقابل خدای خودش شرمنده بشه
3- ادم توداری هستی يا برون ريز ؟ بیشتر وقتا رک حرفم رو می زنم....تو دلم نگه نمی دارم...
4-رابطت با خواهر و برادرتات چه جوریاس ؟ با هر دوشون خیلی صمیمی هستم....اگر مشکلی براشون پیش بیاد همیشه اول به من می گن تا خودم به پدر و مادرم بگم
5-رابطت با خدا رو تشریح کن؟ خداوند مثل ماهِ
چون ماه خوشبختی ِ مشترکه همه ی بی ستاره هاست
همونجور که خدا یاور همه انسانهای تنها و بی کسه ِ
من شاید خیلی وقتا نمازم قضا بشه یا نمازم رو نرسم بخونم
ولی هرشب شده واسه چند لحظه با خدا حرف می زنم
توی بدترین شرایط شکر می کنم
چون حتی اگر چیزی رو که خاستم بهم نده یه صلاح و مصلحتی توش هست..
6.تا حالا شده صفحه ماقبل آخر شناسنامت رو نگاه كني و واسه چند دقيقه بهش فكر كني ؟ یادم نمیاد همچین کاری کرده باشم
7.-
از اينترنت معمولا چه استفاده هايی ميکنی؟
اخبار از نوع سیاسی ...واسه تحقیقای درسی....واسه نتایج آزمونا و....
البته بیشتره بیشتر برای گزروندن اوقات فراقت و ارتباط با دوستام
8. ابادان رو دوست داری ؟ چقد
.
آبادان رو خیلی دوست دارم
خیــــــــــــــــــــــلی
9.
بهترین کاربر وب به نظرت کیه ؟


.خیلیا....می ترسم اسم ببرم بقیه نارحت بشن...اینجا همه گلن
10-تا حالا چند تا تصمیم اشتباه تو زندگیت گرفتی؟ یه تصمیم که واقعا" اشتباه بود(
انتخاب رشته ی تجربی)
 
داداش فــــــــربد



-رنگ مورد علاقتون
مشکی
2-فصل مورد علاقتون
پاییز....
3-ماه مورد علاقتون
مهر آبان وآذر(ماههای پاییزی)
4-25987 ضربدر 32151 می شه چند؟
داداشی گفتمت سه رقمی...این سخته واسم ولی در عوضش دوتا ترفند ریاضی می گمت که مطمئنم برات جالبه:

وقتی عدد 111111111 را در خودش ضرب کنی جواب می شه12345678987654321

عدد 2520 را مي‌تونی بر اعداد 1 تا 10 تقسيم کرد، بدون آن‌که خارج قسمت کسري داشته باشه
5-چرا ازدواج نمی کنید؟ هر چیزی یه وقتی داره....به موقش ازدواج هم می کنم..
6-
نظرتون در مرود همایون خان
خیلی آقاست
7-کشور مورد علاقتون
-ایــــــــــــران
8-نظرتون در مورد قبر و قبرستون
ترسناکه
9-دستتون چند تا انگشت داره؟
بزار بشمارمش....فکر کنم 5 تا باشه
10-بهترین اتفاق تو زندگیتون؟
تولد خواهر کوچیکم مائده
11-
بدترین اتفاق تو زندگیتون؟
-وقتی پدر و مادر و خواهرم کربلا بودن و روز عاشورا توی صحن امام حسین (ع) چن نفر انتحاری خودشون رو منفجر کردن
همه فکر می کردیم پدر و مادرم هم....که خدا خاست و زنده موندن
12-نظرتون راجع به اصفهان؟
واقعا" نصف جهانه
13-اگه شما عاشق یکی بشید و عشقتون دو طرفه باشه و همدیگر را خیلی دوست داشته باشید اگر پدر و مادرتون مخالفت کنند چه کار می کنید؟

-قطعا" پدر مادر تجربه ی بیشتری دارن و صلاح فرزندشون رو می خان ...مطمئنا" به حرف مادر پدرم گوش می کردم

14-اگه خدایی نکرده تو یک جمع بخورید زمین چه کار می کنی
بلند می شم و می خندم....

سوالات آقا رضا


به عقیده ی تو بی نهایت کجاست ؟( توضیح بده )


بینهایت جاییه که در واقع می رسیم به مبدا
خدا جهان رو برای جاودانگی آفرید برای حیات...
آن روز که خدا اولین خشت بنای عالم را نهاد گل ِ آن را با محبت خود آمیخت
وچنین شد که تمام ذرات هستی رو به سوی بی نهایت و جاودانگی (خدا) می روند.
و آن روز که گل آدم را سرشت به او میل به جاودانگی بخشید و خود جاودانه ترین بود
به او میل به زیبایی و نیکی داد و خود زیبایی مطلق بود
و آن روز که آدم به زمین هبوط کرد
بنی آدم در هجر آن خیر و زیبایی و کمال بی قرار شد
و از آن هنگام در میان بنی آدم آنان که حقیقت هجران را یافته اند مشتاقانه بر در هستی می کوبند به امید لقای او و رسیدن به آستان او.
و این چنین زندگی شدنی به سوی او گردید
و رفتنی تا بینهایت
تا مطلق
..
نمی دونم منظورم رو خوب رسوندم یا نه
به قول سعدی

ای مرغ سحر !عشق ز پروانه بیاموز
کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
این مدعیان در طلبش بی خبران اند
کان را که خبر شد خبری باز نیـــامد


+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت   توسط مجید...:::LaShLeY:::...  | 

نمي‌دونم چي بگم.من به هيچ عنوان از اين شوخي ها خوشم نمياد.از شوخی مرگ کسی خیلی بدم میاد ..من حالم خوبه، تصادف نكردم، نمردم، زنده زنده ام!. نمي دونم جريان چيه! بايد پيگيري كنم...

 ولی جالبیش اینجاست که این ارمان رو من تابحال نه اسمشو شنیدم نه رفیقی به این نام داشتم !!

 ونکته دیگه وقتی ای دی یاهومو باز کردم دیدم یه اف اومده برام از طرفه hackherfeii که برام پسوورده وب رو گذاشته !!!!فکر کنم کاره خوه نامردشه ..یه بار هم منو بمب کرده

.ولی بازخدا پدر و مادرشو بیامرزه که پسوورده وب رو برام گذاشت وگرنه کی حال داشت دوباره تو وب جدید بیوگرافی بنویسه  .ناکس رمزو عوضشم کرده ...منم عوضش کردم 

خدا بيامرز اون دنيا هم اميدش رو از دست نمي ده....هميشه مي خواست جو رو مساعد نشون بده ....اوج كاراش و فعاليتاش بعد از جریانات مهمونی مجلل دیشب با داداشه ایمان مبعلی شروع شد .طوری که ساعته ۴.۴۶دقیقه پس از نیمه شب خوابید


 من صبح رفتم دزفول واسه کار دانشگاه ابجیم تا بعدازظهر  نمي‌تونستم به هيچ عنوان موبايلم رو جواب بدم. خلاصه از جايي كه بودم بيرون اومد و تا برسمخونه فامیلمون يادم رفته بود موبايلم رو روشن كنم.

خلاصه رسيدم خونه تو اتاق  يه دفعه ديدم تلفن زنگ خود، يه شماره عجيب و غريب افتاده بود.. گوشي رو برداشتم ديدم يكي با صداي شديداً پر از دلهره و ترس گفت ابوالی خودتي؟ ديدم

 ...z از کویت زنگ زده. خلاصه گفتش كه اين طوري شده، تو صفحه اصلي وب همچين چيزي نوشتن. اصلا شوكه شدم.پشت بندش سیاوش زنگ زد بم ..گفت که جریان از این قراره منم گفتم سیاجون دستم به شرتت ببخشید دامنت    سريع برو تو وب بگو تا چند نفر سکته نکردن  تا من برگردم اهواز ..تو که میدونی چقد عاشق و دل شکسته داریم: ..

از تهران، مشهد،دبی .اصفهان و کویت  باهام تماس گرفتند. يك سري زماني كه موبايل خاموش بوده برام پيغام گذاشتند، با چند نفر هم طي دقايق پيش صحبت كردم.خدایی ایندفعه اگه راس راسی بمیرم جرج دبلیو بوش هم میزنگه !!


ضمن اينكه اين وسط به نكته جالبي رسيدم. پيغام ...مستر ظ همون ارژنگ خودمون  منحصر به فرد بود!

 (((ابوالی  جان سلام، ارژنگ هستم. يك زنگ حتماً به من بزن. مي خواستم ببينم اين خبري كه روي سايتت گذشتن درسته يا نه!!!!! تو سايت نوشتن كه تو .... (سكوت) .... (خنده) به ملكوت رفتي (خنده) ... حالا شماره ام رو كه داري! اگر نمردي يه زنگ بزن!!!!!!)))

مستر آخرشي 


امشب خيلي مريض احوالم....ساعته ۶اصغر زنگ زد گفت يه خبر وحشتناك...ابوالی مرد!!!!


اولا كه اصغر جان اگر خبر فوتي...يا تصادفي چيزي ماي خواي بدي يه مقدار مقدمه چيني كن...قلب ما ضعيفيه..ديدي خودمون هم به درك واصل شديم....حالا اگرم راست راسي مرده بودم ...اشكالي نداشت ما به درك واصل مي شديم ولي خدا وكيلي حالا كه خدا رو شكر اتفاقي نيفتاده جواب بچه هاي ما رو كي مي داد!!!



دوما هم اينكه با اون حال مريضم وقتي خبر رو شنيدم كلي خنديدم....گفتم بابا تاابوالی هممون رو تو گور نكنه ول كن معامله نيست...

.ابوالفضل اصولا زندگيش رو برنامست....از الان تا سال 2020 برنامه هاش مشخصه....يه دفعه ديدي گفتن آناليزور و دستيار سرمربي تيم ملي واترپلو زنان امريكا ابوال قطبي!!!! به استقلال پيوست!!!

شك ندارم عزرائيل ( خيلي چاكريم) حالا حالا سراغ داش ابول نمياد چون با خدا سر حمل و نقل روح ابوالی به توافق نرسيده!!!

 امیر ارین هم زنگ زد گفت که ابوالی زنده ای ؟

 گفتم اره منتها از توقبر دارم بات حرف میزنم ..گفت این فربد هم کاره خودشو کرد ...گفتم اره دیگه ....یه چیزی گفت شاخ در اوردم !! گفت که امروز ساعته ۱۲ ظهر با ای دی تو اومدی بالا ..گفتم نه بخدا من امروز تا غروب دزفول بودم ...

بازم یه تشکر ویژه دارم از سیاوش جان که به موقع رسید و اطلاع رسوند ...

 

ولی خوب از این ادمها پیدا میشه ..من ازش ممنونم که پس وب رو بم داده ...

(میترسم یه روز اگه راس راسی مردم اونوقت چکار میکنید !!!)

 تا یادم نرفته چیزی که برام جالب بود

عزادارای بچه ها بود واقعا یه شور امام حسینی گرفته بودشون ..فقط من خندم میگیره به این نظر خودتون بخونید

نویسنده: شیوا

سه شنبه 13 شهريور1386 ساعت: 13:21http://www.shiva-shafi.blogfa.com/

سلام من هم به نوبه خودم این مصیبت بزرگ روبه خوانواده این عزیز تسلیت عرض میکنم خدا بهشت نصیبش کنه

 خوشحال میشم بهم سر بزنی

 

وولک اخه من چطور بهت سر بزنم.من که مردم  .از توگور انلاین میشم میام بهت سر میزنم  !!

==================================

بازم از همگی من معذرت میخوام بابته این مشکل ......من خیلی از دروغهای اینطوری بدم میاد ...و واقعا نمیدونم باید چی بگم .بهرحال به خیر گذشت .وب هم هک نشده الحمدالا

فعلا !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت   توسط کدخدا ابوالفضل  |